چگونه قیمت گوجه و نوسانات ارزی بر بازار رب گوجه تأثیر می‌گذارند؟

چگونه قیمت گوجه و نوسانات ارزی بر بازار رب گوجه تأثیر می‌گذارند؟

بررسی پیوند کشاورزی، صنایع تبدیلی و قیمت نهایی محصول

این گزاره که «با افزایش قیمت گوجه، قیمت رب هم بالا می‌رود» آن‌قدر تکرار شده که به یک موضوع بدیهی غیرقابل بحث تبدیل شده است. اما همین بدیهی بودن، اغلب ما را از دیدن لایه‌های عمیق‌تر مسئله بازمی‌دارد. در واقع، قیمت رب گوجه‌فرنگی فقط تابع قیمت گوجه نیست، بلکه برآیند یک سیستم پیچیده از تصمیمات کشاورزی، رفتارهای صنعتی، نوسانات ارزی، سیاست‌های تنظیم بازار و محدودیت‌های زیرساختی است.

هدف این مقاله، عبور از توضیح واضحات و پرداختن به این پرسش کلیدی است:

چه مکانیزم‌هایی باعث می‌شوند که شوک قیمت گوجه یا ارز، گاهی با تأخیر، گاهی تشدیدشده و گاهی حتی نامتناسب به بازار رب منتقل شود؟

۱. قیمت گوجه؛ متغیری که «سیگنال» می‌دهد، نه فقط «هزینه»

در نگاه سطحی، گوجه صرفاً یک نهاده تولید است. اما در عمل، قیمت گوجه نقش یک سیگنال اقتصادی چندلایه را ایفا می‌کند. به طور مشخص:

سیگنال به کشاورز: تغییر الگوی کشت: افزایش قیمت گوجه در یک فصل، لزوماً به معنای تداوم عرضه بالا در فصل بعد نیست. برعکس، نوسانات شدید قیمت باعث می‌شود کشاورزان یا به‌صورت هیجانی سطح زیرکشت را افزایش دهند (که می‌تواند منجر به مازاد عرضه و افت شدید قیمت شود)، یا به دلیل بی‌ثباتی، به سمت محصولات کم‌ریسک‌تر حرکت کنند. این رفتار، چرخه‌های «کمبود–مازاد» ایجاد می‌کند که اثر آن نه در همان فصل، بلکه چند ماه بعد در بازار رب نمایان می‌شود.

سیگنال به صنعت: ریسک به‌جای هزینه: برای کارخانه رب، افزایش قیمت گوجه فقط به معنای افزایش هزینه نیست؛ بلکه نشانه‌ای از افزایش ریسک تأمین پایدار ماده اولیه است. در چنین شرایطی، بسیاری از تولیدکنندگان، حجم خرید را کاهش می‌دهند یا به‌جای تولید مستمر، به تولید مقطعی روی می‌آورند و یا حتی سرمایه در گردش خود را به‌جای توسعه، صرف پوشش ریسک می‌کنند. نتیجه؟ کاهش عرضه پایدار رب، حتی در زمانی که گوجه در بازار وجود دارد.

2. نوسانات ارزی؛ اثر غیرمستقیم اما تشدیدکننده

نرخ ارز به‌ندرت به‌صورت مستقیم در قیمت گوجه دیده می‌شود، اما نقش آن در بازار رب ساختاری و تشدیدکننده است.

ارز و هزینه‌های پنهان تولید رب: بخش قابل توجهی از هزینه‌های یک کارخانه رب، ارزی یا شبه‌ارزی است:

  • قوطی فلزی، درب آسان‌بازشو، لاک داخلی
  • ماشین‌آلات، قطعات یدکی، روغن‌های صنعتی
  • مواد کمکی فرآوری و بسته‌بندی

نوسان ارز باعث می‌شود:

  • قیمت تمام‌شده رب حتی با ثبات قیمت گوجه افزایش یابد؛
  • برنامه‌ریزی قیمت‌گذاری به‌شدت دشوار شود؛
  • تولیدکننده برای جلوگیری از زیان، قیمت را با «حاشیه امن» بالاتری تعیین کند.

ارز و تغییر رفتار عرضه: افزایش نرخ ارز، صادرات رب گوجه‌فرنگی را جذاب‌تر می‌کند. این موضوع دو پیامد دارد:

۱: کاهش عرضه داخلی بدون آنکه لزوماً تولید کاهش یافته باشد؛

۲: دو نرخی شدن منطق قیمت‌گذاری (قیمت صادراتی در برابر قیمت بازار داخل).

در چنین شرایطی، بازار داخلی رب تحت فشار قرار می‌گیرد، حتی اگر از نظر فیزیکی کمبود جدی وجود نداشته باشد.

۳. نقش ظرفیت‌های صنعتی؛ حلقه‌ای که اغلب نادیده گرفته می‌شود

یکی از عوامل کلیدی که باعث می‌شود افزایش قیمت گوجه به‌طور نامتناسب به قیمت رب منتقل شود، محدودیت ظرفیت صنعتی است.

وقتی صنعت نمی‌تواند شوک را جذب کند: در بسیاری از موارد، کارخانه‌ها ظرفیت ذخیره‌سازی گوجه یا رب نیمه‌فرآوری‌شده را ندارند و خطوط تولیدشان هم انعطاف‌پذیری لازم برای تغییر حجم تولید ندارند. از سوی دیگر دسترسی به سرمایه در گردش در دوره‌های شوک قیمتی محدود است. در نتیجه، هر شوک قیمتی در گوجه، بدون «ضربه‌گیر صنعتی» مستقیماً به بازار مصرف منتقل می‌شود.

عدم هم‌زمانی زمان تولید و مصرف: گوجه یک محصول فصلی است، اما رب یک کالای مصرفی سالانه. هرچه فاصله بین این دو با ابزارهای صنعتی (انبار، کنسانتره، مدیریت موجودی) پر نشود، نوسان قیمت تشدید می‌شود.

۴. چرا بازار رب بیش‌واکنشی نشان می‌دهد؟

یکی از پرسش‌های رایج این است که چرا افزایش محدود قیمت گوجه، گاهی منجر به افزایش شدید قیمت رب می‌شود. پاسخ در انتظارات بازار نهفته است.

تولیدکننده نگران افزایش بیشتر هزینه‌هاست؛

توزیع‌کننده نگران کمبود آینده است؛

مشتری نگران کمبود و گرانی در آینده است؛

خرده‌فروش نگران جایگزینی موجودی است.

این زنجیره انتظارات، قیمت را نه بر اساس واقعیت فعلی، بلکه بر اساس پیش‌بینی بدبینانه آینده شکل می‌دهد.

 

راهبردها؛ تولیدکننده و صنعتگر چگونه می‌توانند نوسان قیمت را مدیریت کنند؟

اگر قرار باشد نوسانات قیمت رب کنترل شود، نقطه مداخله مؤثر، درون صنعت است. یکی از این مداخلات، قراردادهای کشاورزی هوشمند است که طی آن، تولیدکنندگان رب می‌توانند با قراردادهای پیش‌خرید با کشاورزان، نسبت به قیمت‌گذاری شناور اما قابل پیش‌بینی گوجه‌فرنگی و مشارکت در تأمین نهاده‌های کشاورزی اقدام کنند. این رویکرد ریسک نوسان قیمت گوجه را به‌طور معناداری کاهش دهند.

راهبرد دوم سرمایه‌گذاری در نیمه‌فرآوری و ذخیره‌سازی گوجه‌فرنگی است. زیرا افزایش ظرفیت تولید گوجه نیمه‌فرآوری‌شده و انبارش صنعتی آن، به کارخانه‌ها اجازه می‌دهد گوجه را در فصل وفور جذب کنند، تولید رب را در طول سال متعادل نگه دارند و شوک‌های قیمتی را جذب و تعدیل کنند.

در راهبرد سوم، مدیریت ارزی در سطح بنگاه رخ می‌دهد. صنعتگران موفق، نرخ ارز را «متغیر بیرونی غیرقابل کنترل» نمی‌دانند، بلکه با ایجاد تنوع در تأمین‌کنندگان، بومی‌سازی تدریجی مواد اولیه بسته‌بندی و مدیریت موجودی قطعات و مواد وارداتی، اثر نوسانات ارزی را بر قیمت تمام‌شده کاهش می‌دهند.

و در آخرین راهبرد که از جنس روابط عمومی و هویت برند است، برندهایی که منطق قیمت‌گذاری خود را شفاف‌تر منتقل می‌کنند، کمتر با واکنش منفی بازار مواجه می‌شوند و می‌توانند افزایش قیمت را تدریجی و منطقی اعمال کنند.

سخن پایانی

در پایان باید گفت که قیمت رب گوجه‌فرنگی نتیجه یک رابطه خطی ساده نیست. این قیمت، خروجی یک سیستم پیچیده است که در آن، قیمت گوجه نقش سیگنال دارد، نرخ ارز نقش تشدیدکننده و ظرفیت صنعتی نقش ضربه‌گیر یا تشدیدکننده نهایی. هرچه صنعت بتواند این سیستم را فعالانه مدیریت کند، بازار رب از یک بازار واکنشی و پرنوسان، به بازاری پایدارتر و قابل پیش‌بینی‌تر تبدیل خواهد شد.

 

منابع:

  1. قاسمی، م.؛ قربانی، ح. (۱۳۹۶). «بررسی اثر نوسانات نرخ ارز بر صادرات محصولات کشاورزی ایران»، فصلنامه اقتصاد کشاورزی ایران، ۹(۳)، ۴۵–۶۲.
  2. مرادی، ع.؛ حسینی، س. (۱۳۹۸). «تحلیل انتقال قیمت در زنجیره گوجه‌فرنگی (مطالعه موردی صنایع تبدیلی)»، پژوهش‌های اقتصاد کشاورزی، ۱۱(۲)، ۹۷–۱۱۸.
  3. وزارت جهاد کشاورزی – معاونت برنامه‌ریزی و اقتصادی (۱۴۰۰)، گزارش سالانه تولید، مصرف و صنایع تبدیلی گوجه‌فرنگی در ایران.
پیمایش به بالا